آخ کونم

16 سالم بود که با عباس دوست شدم پسری که 4 سال از خودم بزرگتر بود و خیلی دوستش داشتم و فقط به خاطر کم سن بودنم منو پس زد . این پس زدن برام شد کینه چون هم محله ای بودیم میدونستم که میفهمه دارم چیکار میکنم بعد چند ماه با فرهاد دوست شدم کسی که واسه اولین بار مزه سکس رو بهم نشون داد . اون عاشق من بود اولین بار که گفت بریم خونه باهاش رفتم یه کم فیلم دیدیم و کلی خندیدیم منم یه بلوز اسپرت مشکی پوشیده بودم با یه دامن کرم . بعد فیلم گفت خواب میچسبه رفت دوتا بالش اورد و با فاصله گذاشت زمین و خودش خوابید راستش ترسیده بودم اما وقتی دیدم با فاصله خوابیده و صدای خرناسش بلند شده منم خوابم برد نمیدونم چقدر گذشت که با حس خیسی لای کسم از خواب پریدم یه حس طوفانی داشتم نمیتونستم چشمام رو باز کنم حس کردم یکی چرخوندم و دمر منو خوابوند

 

 
و باز هم حس لذت بخش خیسی بین پاهام میخواستم بلند شم اما نمیتونستم که یهو آتیش گرفتم حس میکردم یه چیزی داره کونم و پاره میکنه فریاد کشیدم که دست پرقدرتی جلوی دهنم رو گرفت زار میزدم و هر لحظه کونم بیشتر آتیش میگرفت فرهاد کیرشو کرده بود توی کونم و آروم تلمبه میزد و دم گوشم قربون صدقه ام میرفت و التماس میکرد تحمل کنم تا تموم بشه و من فقط بی صدا اشک میریختم چند تا تلمبه که زد یهو آروم افتاد روم . تکونی به خودمدادم و از روی خودم انداختمش رو زمین و در حالیکه از درد زار میزدم رفتم توی اتاق و لباس پوشیدم اومدم بیرون که دیدم نشسته رو مبل و داره گریه میکنه وقتی منو دید اومد روبروم زانو زد التماس میکرد ببخشمش میگفت دست خودش نبوده اما من چیزی از حرفهاش نمیفهمیدم این اتفاقها واسه ذهن 17 ساله من خیلی سخت بود شده بودم سنگ از خونه اومدم بیرون دنبالم اومد زار میزد و میگفت غلط کردم گه خوردم اصلا آخر همین هفته میام خواستگاریت قبلا هم بحث خواستگاری رو مطرح کرده بود اما من اونو واسه ازدواج نمیخواستم اصلا خانواده هامون به هم نمیخوردن

بدون حرف رفتم خونه اولش ناراحت بودم اما بعد یواش یواش به اتفاقی که افتاده بود فکر کردم و اون حس لذت بخش مکیده شدن کسم توسط فرهاد قلقلکم داد یه جورایی بدم نمیومد دوباره تجربه اش کنم بعد کلی منت کشی توسط اون بخشیدمش اما راستش دیگه منم دنبال سکس بودم تا یه روز که توی شرکت تنها بودم و قرار بود بیاد دنبالم بهش گفتم یه کم کار دارم و باید بالا منتظرم باشه اومد بالا و اومد توی شرکت فقط خودمون دوتا بودیم گفتم گرمه و مقنعه و مانتومو در اوردم زیرش یه بلوز سفید نازک تنم بود داشتم از قفسه فاکتورها چیزی برمیداشتم که اومد پشت سرم و بغلم کرد و زیر گوشم گفت تورو خدا بذار بیام خواستگاریت طاقت ندارم چیزی نگفتم سکوتم جری ترش کرد وم دست کشید روی سینه های دخترونه و کوچک من یهو دوباره وحشی شد منو برگردوند و پشتمو محکم کوبید به دیوار و لباسمو زد بالا و سینه ام رو کرد توی دهنش دیوونه شدم و خودمرو سپردم دستش میدونستم کاری نمیکنه که آزار ببینم سینه هامو میمکید و گازها ی ریز میگرفت دستمو کشید و برد منو نشوند روی پای خودش رو کاناپه لبهامو میخورد و سینه ام رو میمالید منم مثل احمقها هیچکاری نمیکردم یعنی بلد نبودم حتی بوسیدن هم بلد نبودم یواش سینه ام رو ول کرد و دستشو کرد توی شلوارم و شروع کرد کسمو مالیدن چشمام بسته شده بود و ناله میکردم بلند شد منو نشوند لبه مبل و تکیه ام داد شلوارمو کشید بیرون و نشست بین پاهام و شروع به مکیدن کسم کرد

نمیدونم فرق لیسیدن و مکیدن کس رو میدونید یا نه اما مکیدن واقعا یه چیز دیگست ناله هام به جیغ تبدیل شد بود از ترس اینکه واحدهای دیگه صدامو بشنون دهنمو گرفته بودم سرش و کنار گوشم اورد و گفت بکنم تو کونت یاد دفعه قبل افتادم و نالیدم نهههههههههههههه التماس میکرد و قول میداد اینبار آروم بکنه منو اورد پایین کاناپه نشوند و خمم کرد جوری که سینه ام روی تشک کاناپه بود انگشتش رو اروم روی کسم کشید و با خیسی کسم فرو کرد توی کونم درد داشت خیلی زیاد بغض کردم اروم جلو عقب میکرد و قربون صدقه ام میرفت دردش اروم شده بود و انگشت دومش رو فرو کرد دیگه میدونستم دردش زود اروم میشه واسه همین تحمل میکردم وقتی دوتا انگشتش جا باز کرد بلند شد و کیرش رو گذاشت رو کونم کوسن مبل رو بهم داد و گفت اگه درد داشت اینو گاز بگیر قول میدم زود اروم بشه ترسیده بودم اما میخواستم تجربه اش کنم یهو دوباره کونم آتیش گرفت فریادم رو توی کوسن مبل خفه کردم و بعد چند ثانیه به التماس افتادم که درش بیاره سرش کنار گوشم بود و قربون صدقه ام میرفت و اروم جلو عقب میکرد با دستش از زیر شروع به مالیدن کسم کرد نالیدم اونجا نههههههههه گفت نترس فقط میمالمش توش نمیکنم اون باید باشه واسه شب عروسیمون بعد چند دقیقه دردم کم شد و جاش لذتی وافر اومد فرهاد به شدت تلمبه میزد توی اون مدت دوبار ارضا شده بودم فرهاد هم یهو ارضا شد و ریخت توی کونم وقتی بلند شد رومون نمیشد توی چشم هم نگاه کنیم . چند ماه گذشت و توی اون چند ماه بارها از کون سکس داشتیم به سرم زده بود سکس از کس رو امتحان کنم دیوونه شده بودم یه بار که رفتیم خونشون یه لبس خیلی سکسی که تازه خریده بودم رو پوشیدم مثل یه مایو چرم مشکی بود که قسمت سینه اش حریر مشکی بود و جای نوک سینه هاش باز بود

خشتکش هم با زیپ باز میشد لباس رو پوشیدم فرهاد آهنگ گذاشته بود یه آهنگ سکسی اومدم بیرون و آروم شروع کردم به رقصیدن میدیدم که کیرش داره شق میشه نوک سینه های خودمم از شهوت سیخ شده بود دستشو گرفتم و بلندش کردم مثل مسخ شده ها دنبام اومد خوابوندمش وسط اتاق و خودم باپاهایی دوطرف شکمش باز بالا سرش شروع به رقصیدن کردم کونمو قر میدادم و میشستم رو کیرش و بلند میشدم و سینه هام با دستام میمالوندم چهار دست و پا شدم روش و سینه ام رو گرفتم جلوی دهنش با دندوناش نوک سینه ام رو گرفت و فشار داد میدونست از درد توی سکس خوشم میاد تمام سینه ام رو گاز میگرفت دیوونه اش کرده بودم الان وقتش بود شلوار و شورتش رو دراوردم اومدم بالاتر رکابیش رو هم در اوردم و بلندش کردم بردم توی اتاق رو تخت خوابوندمش باقر و ادا گفتم برات سورپرایز دارم باید ببندمت از کشوی لباس مامانش چند تا روسری برام اورد دست و پاهاش رو بستم به تخت نمیدونست میخوام چی کار کنم آروم نشستم رو شکمش زیپ خشتکم رو باز کردم و اروم کسم رو کشیدم روی کیرش فهمید میخوام چی کار کنم بهم التماس کرد گفت نکن اینکارو سیمین پشیمون میشی به خدا دیوونه نکن اینکارو نشستم روی کیرش و فشار دادم درد داشتم اما فرو نمیرفت باز هم فشار دادم از درد زدم زیر گریه اما ادامه دادم سرش رفته بود تو نگاه کردم یه شره خون روی کیره فرهاد بود و اونهم ا لذت چشمهاشو بسته بود

 

نتونستم بیشتر طاقت بیارم خیلی درد داشتم افتادم روی فرهاد دست دراز کردم و روسری هایی که باهاش دستهاشو بسته بودم رو باز کردم از روی خودش پرتم کرد کنار بلند شد پاهاشرو هم باز کرد وحشی شده بود گفت کار خودتو کردی؟ حالا نوبت منه به پشت خوابوندم و افتاد روم و توی یه لحظه تا ته فرو کرد توی کسم جیغ کشیدم یه حس وحشتناک داشتم خیلی تند تلمبه میزد و با سیلیهایی که به بدنم میزد دردم رو هزار برابر میکرد افتاد رو سینه ام و گازش گرفت جیغ زدم بعد چند دقیقه کیر خونیش رو کشید بیرون و دمرم کرد و بدون هیچ مکثی فرو کرد توی کونم بخاطر کون دادن های متعدد کونم باز شده بود اما اینبار وحشتناک بود فقط زار میزدم و میگفتم غلط کردم بسه بسههههههههههه تا بالاخره ارضا شد و افتاد کنارم از درد گریه میکردم اون سکس سرآغازی شد واسه سکس های وحشیانه

دیدگاه بسته شده است